نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۱ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

پریرم دیدی و نادیده کردی

سلامت گفتم و نشنیده کردی

گر این معنی پسند خاطر توست

نمی گویم که نپسندیده کردی

دلم خون گشت و آمد همدم اشک

به دیده تا تو جا در دیده کردی

خوش آن روزی که از طعن رقیبان

به سوی من گذر ترسیده کردی

اگر گفتی سخن آهسته گفتی

وگر کردی نظر دزدیده کردی

شدی آرام جانم گوییا رحم

براین جان نیارامیده کردی

چو برگردیدی از جامی عجب نیست

که نامش بخت برگردیده کردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

شاعر در این شعر از احساسات عاشقانه و دلشکستگی خود سخن می‌گوید. او به معشوقه‌اش می‌گوید که با وجود همه‌ چیز، او را نادیده گرفته و سلامتش را نشنیده است. دل او از غم به اشک نشسته و می‌خواهد روزی فرارسد که رقیبانش از او بترسند. همچنین از معشوقه‌اش می‌خواهد که اگر چیزی می‌گوید یا می‌نگرد، با آرامش و بی‌پنهان باشد. در آخر، به این نتیجه می‌رسد که هر تغییری در حال و روزش ناشی از تغییر بخت اوست.