نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۴۷۳ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

دی آن چه شکل بود که از ره برآمدی

بر دیده جلوه کردی و در جان درآمدی

رفتی و بود روی تو از مهر و ماه به

منت خدای را که ازان بهتر آمدی

بیمار بودم از غم هجران طبیب وار

پا رنجه ساختی و مرا بر سر آمدی

تا جان دمی به قالب جان داده فراق

همچون مسیح با دم جان پرور امدی

رفتار تو ز خسته دلان جان همی برد

جانها فدات بر روش دیگر آمدی

نبود به راه تو ز لطافت نشان پای

گویی فرشته وار به بال و پرآمدی

جامی نوشت بهر تو دیوان خود چو دید

کز خیل نو خطان همه سردفتر آمدی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی از حضور و تأثیر انسانی خاص سخن می‌گوید که به دل و جان شاعر نفوذ کرده و او را از درد و فراق نجات داده است. شاعر از زیبایی‌های این فرد یاد کرده و او را همچون فرشته‌ای می‌بیند که با وجودش به زندگی و عشق رنگ تازه‌ای بخشیده است. همچنین، شاعر با بیان احساسات خود به نوعی تقدیر از این انسان خاص و تاثیر عمیق او بر روح و وجودش می‌کند.