نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۷ جامی

جامی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

از لعل تو عمت العطایا

وز زلفت تو دامت البلایا

بی پیروی سگان کویت

صارت خطواتنا خطایا

بی روشنی فروغ رویت

اضحت غدواتنا عشایا

شهرت طلبان نامجو را

یاد تو نشانده در زوایا

پای طلبم به ره شکستی

مطلوب تو زین چه بود آیا

یا پای مرا درست گردان

یا سوی من شکسته پاآ

داد دل جامی از جداییست

داد دل او بده خدایا

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به موضوع عشق و دلتنگی می‌پردازد. شاعر از زیبایی و ویژگی‌های معشوق خود می‌گوید و عواطف عمیقش را به تصویر می‌کشد. او به تاثیرات منفی جدایی اشاره دارد و از خداوند درخواست می‌کند که یا او را به حالت اولیه‌اش برگرداند یا طریقی برای وصال مهیا کند. شاعر در عین حالی که از عشق سخن می‌گوید، احساس درد و حسرت را نیز بیان می‌کند.