نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

بخش ۳۷ - صفت باربد در بزم خسرو سلیمی جرونی

سلیمی جرونی / شیرین و فرهاد / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

درآمد باربد اول به آواز

نواهای عجایب کرد آغاز

به عشاق آن نوا را کرد آهنگ

که زهره بر زمین زد زآسمان چنگ

ز بربط ناله ها زان گونه می خواست

که می شد پرده عشاق زان راست

ز مستی رفته بود از پرده بیرون

همی زد دم به دم راهی به قانون

چو از نوروز گفتی در بهاران

تو گفتی هست بلبل صد هزاران

چو بنمودی نوایی از سر درد

شکستی توبه صد ساله مرد

گهی کز جان نوایی ساز دادی

ز سوزش عود بر آتش فتادی

گهی کز دل سرودی بر کشیدی

ز مردم آه بر گردون رسیدی

گهی کز ارغنون آواز می داد

نی از دستش همی آمد به فریاد

زنی زان خاطرش ناشاد بودی

که در گوشش سخنها باد بودی

به مجلس دم به دم بر حسب مقدور

بدادی گوشمال عود و طنبور

جهان کو مست چشم ناز او بود

پر از آوازه آواز او بود

چو آوازی به سازی کردی آغاز

شدی از حیرتش بلبل ز آواز

چو کردی نغمه اش با چنگ آهنگ

زدی چنگ از خوشی در دامنش چنگ

اگر با نی بنالیدی زمانی

بسوزانیدی از ناله جهانی

به طنبور ار دم خود باز دادی

به طفلی چون مسیح آواز دادی

اگر با نی حدیثی بازگفتی

نی اندر دم هزاران راز گفتی

اگر با دف زدی دستی که بخروش

گرفتی در زمان دف پیش او گوش

نگشتی از کمانچه یک نفس خوش

نیفتادی به او تا در کشاکش

رباب این حال ازو هم چونکه دیدی

به همپایی او دستی کشیدی

گهی کز سوز دل بنواختی عود

ز هر نغمه نمودی لحن داوود

گهی کز زخمه ای می کرد برداشت

به هر یک زخمه خسرو ناله ای داشت

به هر نغمه که می کرد از سر سوز

شبی می کرد با آن نغمه اش روز

گهی با عود می بودی هم آهنگ

گهی دستی زدی بر دامن چنگ

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

باربد، هنرمند آوازخوان، با نواهای شگفت‌انگیز خود آغاز به خواندن می‌کند و آهنگ‌هایی می‌سازد که عاشقان را تحت تاثیر قرار می‌دهد. صدای او به حدی دلنشین است که به نظر می‌رسد زهره به زمین چنگ زده است. ناله‌های باربد از بربط و عود می‌آید و در مستی، با قانون موسیقی در سفر است. او در بهار، از نوروز سخن می‌گوید و با صدای خود توبه‌ی مردان را می‌شکند. باربد با نواهایش احساسات عمیقی را در دل مردم زنده می‌کند و همگان را به وجد می‌آورد. گاهی او با نی، ناله‌ای می‌زند که جهانیان را می‌سوزاند و گاهی صدایش به قدری تاثیرگذار است که مردم را به گریه می‌اندازد. او به شکل‌های مختلف و با انواع سازهای خود، آهنگ‌هایی می‌نوازد که هر کدام داستانی برای گفتن دارند. باربد همچنین در همکاری با دیگر نوازندگان، نغمه‌هایی خلق می‌کند که در آن‌ها شور و شوق حاکم است و حس و حال خاصی به مخاطب منتقل می‌کند. آوازهای او همواره در دل‌ها باقی می‌ماند و با هر زخمه‌ای که می‌زند، روزی را شب و شبی را روز می‌کند.