شیرین و فرهاد — سلیمی جرونی
فهرست شعرها
- بخش ۱ - به نام خدا — الهی بنده را در کار خود کن
- بخش ۴ - گفتار در نعت سید المرسلین صلی الله علیه و سلم — ندارم وصف و تحمیدی که نیکوست
- بخش ۲ - گفتار در توحید — بنام آنکه جان آرام ازو یافت
- بخش ۵ - در مدح سلطان البحر و البر سلغرشاه دام ملکه — چو بختم یار و دولت همنشین شد
- بخش ۳ - گفتار در مناجات — خدایا رحمتی در کار من کن
- بخش ۷ - آغاز داستان — چنین دادم خبر پیر سخن سنج
- بخش ۶ - گفتار در سبب نظم کتاب — در آن روزیکه بد روز جوانی
- بخش ۸ - حکایت کردن شاپور در پیش خسرو — چو بشنید این سخن از شاه، شاپور
- بخش ۹ - رفتن شاپور به ارمن به طلب شیرین — زمین را بوسه زد شاپور و برخاست
- بخش ۱۰ - رسیدن شاپور به دیر و احوال شیرین پرسیدن — چو زلف شب پریشان گشت بر روز
- بخش ۱۲ - نمودن شاپور صورت خسرو به شیرین بار سوم — دگر چون روز سر برزد ز کهسار
- بخش ۱۶ - رسیدن خسرو به ارمن — چو شب اشک زلیخا ریخت برخاک
- بخش ۱۱ - نمودن شاپور صورت خسرو به شیرین بار دوم — چو دیو شب برآمد از تنش جان
- بخش ۱۳ - نمودن شاپور خود را به شیرین و روانه ساختن او را به طرف مداین — چو شاپور این چنین نیرنگ بر ساخت
- بخش ۱۴ - رفتن شیرین پیش مهین بانو و اجازت خواستن به نخجیر و رفتن به مداین — سحر کاشک زلیخا جمله پالود
- بخش ۱۵ - رسیدن خسرو به چشمه ماه و دیدن شیرین را در چشمه — سخن پرداز، کین در دری سفت
- بخش ۲۳ - بازآوردن شاپور شیرین را به ارمن پیش مهین بانو — چو شد شاپور و از آن قصر سنگین
- بخش ۱۷ - قصر ساختن مه رویان خسرو برای شیرین و نشستن شیرین در قصر — چو خسرو سوی ارمن یافت تسکین
- بخش ۲۲ - رفتن خسرو به مداین و نشستن به پادشاهی — چو خسرو را شد این معلوم در روز
- بخش ۲۰ - آمدن شاپور به قصر شیرین و احوال خسرو با شیرین گفتن — چو شد در قصر، شاپور پری خوان
- بخش ۱۹ - صفت مجلس خسرو و آگاه شدن مهین بانو از حال شیرین — غنیمت دان دلا روز جوانی
- بخش ۱۸ - صفت مجلس خسرو و آمدن شاپور — چو شد احوال شیرین جمله مفهوم
- بخش ۲۱ - رسیدن خبر فوت هرمز به خسرو و رفتن به مداین — نشسته بود روزی شاه خوشدل
- بخش ۲۴ - آگاهی یافتن بهرام چوبینه از وفات هرمز و بیرون آمدن او به خسرو — چو آگه گشت بهرام از چنین حال
- بخش ۲۸ - گفتار در خلوت نشستن خسرو با شیرین — چو خسرو روز در عشرت به شب کرد
- بخش ۲۹ - جواب گفتن شیرین — پری رو گفتش از دیوانه خویش
- بخش ۳۰ - رفتن خسرو به خشم از پیش شیرین — چو خسرو دیدکان سرو سمنبر
- بخش ۲۵ - نصیحت کردن مهین بانو شیرین را و سوگند دادن به خویشتنداری — پس از ترتیب خسرو چون بپرداخت
- بخش ۲۷ - گوی باختن خسرو و شیرین بار دوم و مجلس داشتن — با یکدیگر در کنار شهرود و پیدا شدن شیر،
- بخش ۲۶ - گوی باختن خسرو و شیرین با یکدیگر — چو صبح از بام مشرق سر برآورد
- بخش ۳۱ - شبیخون بردن خسرو بر بهرام چوبین و ظفر یافتن خسرو بر او — چو خسرو یافت آن اعزاز و تمکین
- بخش ۳۲ - نشستن خسرو به پادشاهی بار دوم — چو شد بار دوم بر تخت، خسرو
- بخش ۳۸ - حکایت کردن خسرو با مریم از درد شیرین — در آن عشرت چو از شب رفت پاسی
- بخش ۳۷ - صفت باربد در بزم خسرو — درآمد باربد اول به آواز
- بخش ۳۵ - نشستن شیرین به پادشاهی به جای مهین بانو — مهین بانو چو بیرون شد ز عالم
- بخش ۳۶ - خبر پادشاهی خسرو و نشستن بر تخت و رسیدن خبر مرگ بهرام — چو شد بر تخت شاهی خسرو روم
- بخش ۳۴ - نصیحت کردن مهین بانو شیرین را — بدین گفتن چو روزی ده، برآمد
- بخش ۴۰ - قصه فرهاد — نگار لاله رخ سرو سمنبر
- بخش ۳۹ - رفتن شاپور پیش شیرین و عتاب کردن شیرین به او — چو بشنید این سخن شاپور از شاه
- بخش ۳۳ - زاری کردن شیرین در عشق خسرو — چنین دادم خبر مرد سمرگوی
- بخش ۴۴ - رفتن شیرین به کوه بیستون به دیدن فرهاد و سقط شدن بارگیش — چنین دارم خبر از باستان گوی
- بخش ۴۳ - مناظره کردن خسرو با فرهاد — نخستین گفت کای فرهاد چونی
- بخش ۴۲ - آگاه شدن خسرو از احوال فرهاد — چو از فرهاد خسرو آگهی یافت
- بخش ۴۷ - نامه نوشتن شیرین به خسرو به تعزیت مریم — چو خسرو ساخت زین سان کار فرهاد
- بخش ۴۶ - نامه نوشتن خسرو به شیرین به تعزیت فرهاد — چنین دادم خبر مرد سخندان
- بخش ۴۱ - زاری کردن فرهاد از عشق شیرین — چو فرهاد از غم شیرین برآشفت
- بخش ۴۸ - قصه شکر اصفهانی — چو مریم را سر آمد عمر، خسرو
- بخش ۴۵ - گفتار در سبب مرگ فرهاد — ز بعد آنکه خسرو شاه باداد
- بخش ۴۹ - طلب کردن خسرو شاپور را و تنها ماندن شیرین و زاری نمودن روز و شب — چو خسرو را دگر سر باره آمد
- بخش ۵۴ - پاسخ دادن خسرو شیرین را — دگر ره خسرو از نوعی که دانی
- بخش ۵۲ - رفتن خسرو به پای قصر شیرین — چو دید از دور قصر آن سمنبر
- بخش ۵۳ - پاسخ دادن شیرین، خسرو را — چو خسرو کرد ازین بسیار زاری
- بخش ۵۵ - پاسخ دادن شیرین خسرو را — دگر ره آن مه حسن از سر مهر
- بخش ۵۰ - زاری کردن شیرین در صبحدم و اجابت دعا — اگر خواهی که یابی عالم صبح
- بخش ۵۱ - رفتن خسرو به شکار و رفتن از شکار به سوی قصر شیرین — سحر کز کوه سر زد خسرو شرق
- بخش ۵۶ - پاسخ دادن خسرو، شیرین را — دگر باره به صد نیرنگ، پرویز
- بخش ۶۲ - غزل گفتن نکیسا از زبان شیرین — نباید مست شد در کوی محبوب
- بخش ۶۳ - غزل گفتن باربد از زبان خسرو — چو کرد آخر نکیسا این عمل را
- بخش ۶۱ - غزل گفتن بار بد از زبان خسرو — سحرگاهی چو چشم دلبران مست
- بخش ۶۴ - غزل گفتن نکیسا از زبان شیرین — زهی نور رخت شمع دل من
- بخش ۵۸ - به خشم رفتن خسرو از پیش شیرین — شباهنگام کان آهوی غماز
- بخش ۶۰ - صفت مجلس خسرو و گفتن شاپور احوال شیرین در پرده — چو بر زد نور خورشید از فلک سر
- بخش ۵۷ - پاسخ دادن شیرین، خسرو را — دگر ره آن سهی سرو از سر ناز
- بخش ۵۹ - پشیمان شدن شیرین و رفتن عقب خسرو و مجلس نهادن — سخن پرداز مجلس این چنین گفت
- بخش ۶۸ - سؤال — غرض از بود و از نابود چبود
- بخش ۷۰ - سؤال — دگر گفتش بگو کاین چرخ دوار
- بخش ۷۲ - سؤال — دگر گفتش بگو کز ذات قادر
- بخش ۷۱ - جواب — جوابش داد استاد سخنور
- بخش ۶۹ - جواب — جوابش داد کای شاه جوان بخت
- بخش ۶۶ - غزل گفتن نکیسا از زبان شیرین — در آن روزی که تخم مهر کشتند
- بخش ۶۵ - غزل گفتن باربد از زبان خسرو — ز قول شاه کرد این نغمه آهنگ
- بخش ۶۷ - غزل گفتن باربد از زبان خسرو — مرا عشق از جهان و جان برآورد
- بخش ۸۰ - سؤال — دگر گفتش که ای پیر معانی
- بخش ۷۴ - سؤال — دگر گفتش زمان با آدمی زاد
- بخش ۷۵ - جواب — جوابش داد کین شخص زمانه
- بخش ۷۶ - سؤال — دگر گفتش که عالم را و آدم
- بخش ۷۸ - سؤال — دگر گفتش فنا چبود، بقا چیست
- بخش ۷۹ - جواب — جوابش داد و گفتش ای خداوند
- بخش ۷۳ - جواب — چنین دادش خبر استاد کامل
- بخش ۷۷ - جواب — جوابش داد استاد از سر عقل
- بخش ۸۳ - پند اول — نخستین آنکه در پنهان و در فاش
- بخش ۸۲ - پند دادن بزرگ امید شیرین را — چو بنشید این سخن مرد گزیده
- بخش ۸۴ - حکایت — شنیدستم که یک باری جوانی
- بخش ۸۶ - پند سوم — سیوم پند این بود ای سرو آزاد
- بخش ۸۵ - پند دوم — دوم پند آنکه با نادان مشو یار
- بخش ۸۷ - پند چهارم — چهارم پند من این است ای ماه
- بخش ۸۱ - جواب — جوابش داد استاد سخن سنج
- بخش ۸۸ - پند پنجم — بود پند من این پنجم که دانا
- بخش ۹۳ - پند دهم — دهم پند این بود، می گویمت فاش
- بخش ۸۹ - پند ششم — ششم پندت بگویم، گر کنی گوش
- بخش ۹۱ - پند هشتم — ز پند هشتمت گویم کزین پند
- بخش ۹۰ - پند هفتم — دهم از هفتمین پندت نشانی
- بخش ۹۲ - پند نهم — بود پند نهم اینت که تدبیر
- بخش ۹۴ - تنبیه — دلا بیدار شو از خواب پندار
- بخش ۹۶ - در نصیحت فرزند خود شمس الدین محمد طال عمره گفته شده — ببین ای از ازل گشته موید
- بخش ۹۵ - نامه نوشتن پیغمبر صلی الله علیه و سلم به پرویز — چنین دادم خبر داننده استاد
- بخش ۹۷ - گفتار در خاتمت کتاب — سلیمی هان و هان تا چند و تا کی