نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۰۰۴ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

نه همین پیچد به خود از شوق رویت موی تو

نعل در آتش بود بر روی تو ابروی تو

با رخش ای گل مزن زین بیش لاف همسری

رشک نگذارد که بینم رنگ هم بر روی تو

حال عالم را توان دریافتن از فیض فکر

جان من جام جم است آیینهٔ زانوی تو

با تأمل گفتگو کن به که آموزد سخن

طوطی نطق ترا آیینهٔ زانوی تو

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این اشعار، شاعر از شوق و زیبایی معشوق می‌گوید و به تأثیر عمیق او بر احساساتش اشاره می‌کند. ابراز احساسات عاشقانه و زیبایی‌های ظاهری معشوق، مانند موی او و ابرویش، نقش مهمی در این متن دارند. شاعر همچنین به رابطه بین فهم عمیق و زیبایی اشاره کرده و می‌گوید که جانش مانند جام جم، از زیبایی‌های معشوق پر شده است. در نهایت، به اهمیت گفت‌وگو و یادگیری از معشوق اشاره می‌کند و توانایی بیان و فهم را در تابش نور زیبایی معشوق می‌داند.