شمارهٔ ۱۴۰ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
آه از بیداد چرخ دون که گردید از جفا
آتش افروز بلا در دودمان مصطفا
داد از بی مهری چرخ ستم پرور که کرد
زهر غم در کاسه لب تشنگان کربلا
آه از مظلومی آن ثالث هشت و چهار
داد از ناکامی آن خامس آل عبا
آه از تنهایی آن قرة العین بتول
داد از حالی که رفت آندم به شاه اولیا
آه از درد جگرسوزی که بر زهرا رسید
داد از محرومی آن نور چشم مرتضا
آه از داغی که تا دنیاست نپذیرد علاج
داد از دردی که باشد تا قیامت بی دوا
بعد ازین جویا من و توفیق طوف درگهش
بعد ازین دست من و دامان دشت کربلا
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به ابراز درد و رنج ناشی از ظلم و ستمی میپردازد که بر اهل بیت پیامبر (به ویژه حضرت علی و حضرت زهرا) رفته است. شاعر با استفاده از اصطلاحات عاطفی و توصیفاتی غمانگیز، مظلومیت و تنهایی آنان را بیان میکند و از عواقب بیعدالتی و غم ناشی از مصائب کربلا سخن میگوید. در پایان، شاعر از جستجوی توفیق و دسترسی به مقدسات کربلا صحبت میکند.