شمارهٔ ۱۸۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
بسکه گرد کلفتش بسته است راه از شش جهت
چون لحد تنگست بر دل دستگاه از شش جهت
همچو بوی غنچه از یاد تو هر شب تا سحر
گشته ما را بستر گل تکیه گاه از شش جهت
هر طرف دیوانه سان زان روی می بینم که هست
جلوهٔ دیدار مقصود نگاه از شش جهت
تیره روزان تو را از تنگنای آسمان
بسته شد مانند خون مرده را از شش جهت
کشتی ما ایمن است از چار موج حادثات
شد و لای «پنج تن» ما را پناه از شش جهت
این جواب آن غزل جویا که می گوید وحید:
«همچو شب زلفش کند روزم سیاه از شش جهت»
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق شاعر نسبت به عشق و معشوق میپردازد. شاعر بیان میکند که عشق او به معشوق زندگیاش را از همه سو تحت تاثیر قرار داده و احساس تنگنا و محصور بودن را تجربه میکند. یاد معشوق مانند بوی گل در شبها او را احاطه کرده است و دیوانگی عشق در هر طرف او را فراگرفته است. همچنین، شاعر به ناامیدی و سختیهای زندگی اشاره میکند که او را به تنگنا کشیده، اما در عین حال از ایمنی عشقش در برابر مشکلات و مصائب زندگی سخن میگوید. در انتها، شاعر به نوعی احساس سیاهی و ناامیدی در روز اشاره دارد که تحت تاثیر عشق قرار گرفته است.