شمارهٔ ۲۱۵ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
باغ خوش از سبزه و ز سنبل از آنهم خوشتر است
خوش بود رویت زخط و ز زلف پرخم خوشتر است
چون توان دید از رخش چیند گل نظاره غیر
حسن او در پرده گو من هم نبینم خوشتر است
از کتاب علم می نوشی سه حرفم ماند یاد
بد بود بسیار خوش حد وسط کم خوشتر است
تنگ شد جا بر تمنا در دل از جوش غمم
جلوه گاه آرزو دلهای بی غم خوشتر است
گوهر معنی چو دریا ریخت جویا در کنار
از غزل گویان عالم پیش ما جم خوشتر است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره زیباییهای طبیعی و انسانی و شادیهایی است که از آنها ناشی میشود. شاعر از باغ و گلها میگوید که از سبزه و سنبل خوشترند، و همچنین به زیبایی چهره و موهای دلبر اشاره میکند. او بیان میکند که لذت دیدن حسن معشوقش از هر زیبایی دیگر بیشتر است. شاعر اهمیت علم را بیان کرده و میگوید که شناخت عمیقتر از ظاهر خوشتر است. او در ادامه از دل تنگش به خاطر آرزوهایش سخن میگوید و به آرامش دلهای بیغم اشاره میکند. در نهایت، شاعر به ارزش معانی عمیق در شعرها پرداخته و وجود شاعرانی چون خود را در کنار آنها خوشتر میداند.