شمارهٔ ۲۱۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در حقیقت مقصد جسم و مراد دل یکی است
ره نوردان طریق عشق را منزل یکی است
مایه دار از توشهٔ عقبا نماید خلق را
رتبهٔ دست کریمان و کف سایل یکی است
هیچ از من تا رقیب بوالهوس نگذاشت فرق
کافر چشمت که در کیشش حق و باطل یکی است
دلنشین گردد گشاید دیده تا بر عارضش
واله او را که چون آیینه چشم و دل یکی است
تا ز خود جویا قدم بیرون نهم در مقصدم
عاشقان را در ز خود رفتن ره و منزل یکی است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به موضوع عشق و وحدت اشاره دارد. شاعر میگوید که هدف جسم و دل در واقع یکی است و همۀ رهروان عشق به یک مقصد میرسند. او تأکید میکند که ثروت و پایگاه اجتماعی در نظر خداوند اهمیت چندانی ندارد و همه در نهایت به یکسانی میرسند. همچنین، برای شاعر، تفاوتی میان خود و مخالفانش وجود ندارد، چرا که حقیقت در عشق یکی است. او به زیبایی و شفافیت در عشق اشاره میکند و بیان میکند که برای رسیدن به هدف باید از خودگذشتگی کرد، زیرا در نهایت عاشقان با خروج از خود به یک مقصد مشترک میرسند.