شمارهٔ ۳۲۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
آشوب جهان فتنهٔ ایام همین است
شوخی که زدل می برد آرام همین است
مستانه خرامان شده آن شاخ گل امروز
ای سرو زحق نگذری اندام همین است
نگرفت کسی کام زوصل تو بهرحال
گر زاری اگر زورگر ابرام همین است
چندین چه کنی محرم خود باد صبا را
دل را به سر زلف تو پیغام همین است
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
اشعار به توصیف آشفتگی و هیاهوی جهان میپردازد و نشان میدهد که این آشوب و فتنهها بخشی از حقیقت زندگی هستند. شاعر به زیباییهای موجود در طبیعت، مانند گل و سرو، اشاره میکند و از عشق و دلبستگی سخن میگوید. همچنین، بیان میکند که هیچ کس نمیتواند بهطور کامل از عشق و جمال معشوق بهرهمند شود، حتی اگر در خود دردی احساس کند. در نهایت، شاعر به بیان عشق و ارتباط عمیق خود با معشوق در دل میپردازد.