نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۵۴ جویای تبریزی

جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

لقمهٔ بی تلخی و زرد و بالم آرزوست

همچو گندم یک دهن نان حلالم آرزوست

تا برون آید عیار من زنقصان چون هلال

تربیت در خدمت اهل کمالم آرزوست

نکته‌سنجی با زبان خامشی دل می‌برد

قال قال مجلس ارباب حالم آرزوست

محفل‌آرای شبستان خیالش می‌شوم

بی‌تکلف صحبت بی قیل و قالم آرزوست

تا تواند گرد کلفت پاک برد از سینه‌ام

می فروشان جام صهبای زلالم آرزوست

برندارم از گریبان دست در هجران یار

در کف امّید دامان وصالم آرزوست

آرزوی شاهد و می بود جویا تاکنون

بعد از این از هر چه کردم انفعالم آرزوست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر آرزوهای خود را بیان می‌کند. او به دنبال لقمه‌ای حلال و بدون تلخی است و می‌خواهد که به تربیت در کنار اهل کمال بپردازد. شاعر به نیکوگویی با سکوت اشاره می‌کند و آرزوی نشستن در محفل کسانی را دارد که دلمشغولی‌هایی از قیل و قال ندارند. او به دنبال پاکی و زلالی‌ای است که از دلش برود و امید به وصال یار را در دل دارد. در نهایت، شاعر از آرزوهای مرتبط با می و معشوق صحبت می‌کند و بیان می‌کند که پس از این، دیگر به هیچ چیز نمی‌پردازد جز انفعال و پذیرش آرزوهایش.