شمارهٔ ۳۸۷ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)
نبود دلی که در طلب اعتبار نیست
آسودگی گل چمن روزگار نیست
از فیض داغ عشق که گل گل شکفته است
دل را امید و بیم خزان و بهار نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این بیتها به بیان احساسات و خواستههای انسانی میپردازند. شاعر اشاره میکند که هیچ دلی نیست که به دنبال اعتبار و ارزش نباشد و آرامش وجود ندارد. عشق و دلبستگی باعث شکوفایی گلها میشود، اما دلها همواره در نگرانی و امید به آینده هستند، یعنی در تضاد بین خوشی و غم زندگی قرار دارند.