شمارهٔ ۴۱۹ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
با رقیبان مکن الفت به محبت سوگند
منگر جانب اغیار به الفت سوگند
مستم و جور و جفا با دل ازین بیش مکن
به ترحم به مدارا به مروت سوگند
ایکه چون ابر بود شهره به تر دامانی
نیست شایستهٔ بزم تو به عصمت سوگند
بره بادیهٔ عشق تو در گام نخست
از دل و دین بگذشتیم به همت سوگند
همره قافلهٔ غم شب هجران جویا
رفت در یاد تو از خویش به عزت سوگند
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به طور مستقیم از رقیبها و دشمنان خود میگوید و تأکید میکند که نباید به محبت و دوستی با آنها توجهی کرد. او از تحمل ظلم و کدورت در عشق میگوید و بر اهمیت ترحم و مروت تأکید میکند. شاعر با اشاره به کسی که به خوبی معروف است، بیان میکند که چنین فردی شایسته حضور در مجالس مقدس نیست. در نهایت، او از عبور از دل و دین خود در راه عشق و یاد محبوب صحبت میکند و اشاره میکند که در مسیر عشق، حتی به خاطر یاد محبوب، از خود و عزت خویش نیز گذشته است.