شمارهٔ ۵۸۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
غنچه تا بگشود لب، خونیندلم آمد به یاد
لاله را دیدم چراغ محفلم آمد به یاد
در فضای باغ دیدم داغهای لاله را
چشم در خون خفتهٔ داغ دلم آمد به یاد
جلوهگر شد موج تا در دیدهام با اضطراب
پرفشانیهای مرغ بسملم آمد به یاد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر با یادآوری غنچههایی که باز شدهاند، احساسات عمیق و دردناک خود را به تصویر میکشد. یاد لالهها و داغهایشان، نماد اندوه و یادآوری خاطرات تلخ است. شاعر با اشاره به داغ دل و حالت اضطراب خود، به نوعی اشاره به عشق و فراق دارد که همچون موجی در درونش احساسات را برمیانگیزد. به طور کلی، شعر بیانگر احساسات عاشقانه و اندوه عمیق ناشی از یادآوری این تجربیات است.