شمارهٔ ۶۳ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
زخلق خوش لقب بیگانه کردی باده نوشان را
به زهر چشمی امشب آب ده پیکان مژگان را
نباشم تنگدل از فیض مشرب در گرفتاری
نهان در هر شکنج دام دارم صد بیابان را
اگر بر خوان نعمتهای معنی دسترس خواهی
زشور فکر کن شبها نمکدان چشم حیران را
ز لبخندی که کردی رو به سوی غیر از غیرت
به داغ سینهٔ من سرنگون کردی نمکدان را
به گلشن قهقه گل نالهٔ زنجیر شد جویا
نسیم آورده گویا بوی آن زلف پریشان را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف احساسات عمیق عاشقانه و درد و رنج ناشی از آن میپردازد. شاعر به بیگانگی و دوری از محبوب اشاره میکند و از نوشیدن باده به عنوان نمادی از ناشادی و غم یاد میکند. او در عین حال میگوید که اگرچه در مشکلات به سر میبرد، اما از نعمت عشق محروم نیست. شاعر به تلخی و زهر چشم معشوق اشاره میکند و درد و دلتنگی خود را ناشی از بیوفایی و غفلت محبوب میداند. در نهایت، او زیباییهای طبیعت و احساسات عاشقانهاش را در کنار درد و رنجش توصیف میکند.