شمارهٔ ۷۳۹ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
دل عاشق زفغان سیر نگردد هرگز
جرس از ناله گلوگیر نگردد هرگز
راستان هیچگه از عزم پشیمان نشوند
بی رسیدن به نشان تیر نگردد هنوز
لذت گریه نه هتر تیره دلی دریابد
آب در دیدهٔ زنجیر نگردد هنوز
نرود از دل جویا هوس لعل لبش
چشم پیمانه ز می سیر نگردد هنوز
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان احساسات عمیق عاشقانه و ناراحتیهای دل عاشق میپردازد. شاعر اشاره میکند که دل عاشق هرگز سیر نمیشود و همواره در جستجوی معشوق باقی میماند. همچنین، علیرغم نالهها و دردهای ناشی از دوری، عشق و اشتیاق در دل وجود دارد و فرد هرگز از تلاش برای رسیدن به محبوب بازنمیماند. گریه و اندوه نیز بخشی از این تجربه عاطفی است و در نهایت، خاطرنشان میشود که آرزو و خواستههای عاشق هرگز از دل او دور نخواهد شد.