شمارهٔ ۹۰۸ جویای تبریزی
جویای تبریزی / غزلیات / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)
گرفت عشقش ازین دست اگر گریانم
رسید چاک گریبان چو گل به دامانم
نقاب روی هنر گشته جوش دلتنگی
همیشه در گره دل چو غنچه پنهانم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
شاعر در این ابیات از احساسات عاشقانه و عمیق خود سخن میگوید. او به گریه و اشک خود اشاره میکند و میگوید که مانند گلی به دامان محبوبش رسیده است. همچنین، حسرت و دلتنگی او مانند گلی در دلش پنهان مانده و همیشه در زیر ظاهرش احساساتی عمیق را نهفته دارد.