نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۶ - در توصیف کربلا جویای تبریزی

جویای تبریزی / قطعات / وزن: مفعول مفاعلن فعولن (هزج مسدس اخرب مقبوض محذوف)

کو طالع و بخت آنکه باشم

در حضرت کربلا ز زوار

چینم گل بوسه بالب شوق

گاهی از درگهی ز دیوار

مالم بر خاک آستانش

هر دم روی نیاز صد بار

آنکه به زبان عجز و زاری

گویم رفیق ره که هشدار

چون در رسدم اجل بناگاه

این است وصیتم که زنهار

گرد رخ من ز خاک آنکوست

ناشسته مرا به خاک بسپار

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر آرزو دارد که در کربلا زائر امام حسین (ع) باشد و با عشق و شوق، گل بوسه‌ای بر لبان وی بگذارد. او همواره خواستار رسیدن به آستان امام و ابراز نیاز و دعا است. شاعری که با زبان عجز و زاری از رفیقش می‌خواهد که او را آگاه کند، در پایان وصیت می‌کند که پس از مرگ، او را در خاک کربلا دفن کنند.