نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۳۸ - تجدید مطلع جویای تبریزی

جویای تبریزی / مناقب / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

ای فدای مرقد پاک تو سر تا پای من

یا علی مولای من مولای من مولای من

مظهر گل فاتح خیبر امیرالمؤمنین

بندگی قنبرش فخر من و آبای من

آب و رنگ زینت گلزار هستی تا شدند

چون گل رعنا به گیتی سید و مولای من

کرد درک ذات پاک هر دو در یک آینه

رای نعت آرای و طبع منقبت پیرای من

چون تویی مولای من یا ساقی کوثر چه باک

سنگ اگر بارد بود چون پنبه بر مینای من

مسند آرای امامت یا امیرالمؤمنین

بسکه لبریز محبت گشته سرتا پای من

می توان دیدن ز فیض مهرت ای گلشن بهار

جلوهٔ رخسار برگ گل ز نقش پای من

گر نگویم آنچه باید گفت اعدای ترا

می تراود خون دل چون پسته از لبهای من

یا امیرالمؤمنین خواهم که در روز جزا

همچو نقش پا ته پای تو باشد جای من

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به محبت و ارادت شاعر به امیرالمؤمنین، علی (ع) پرداخته است. شاعر خود را فدای مرقد پاک آن حضرت می‌داند و او را مظهر زیبایی و فضیلت معرفی می‌کند. عشق و بندگی او نسبت به علی (ع) را به عنوان فخر خود می‌شمارد و اعتراف می‌کند که وجود او سبب زیبایی زندگی‌اش شده است. همچنین، شاعر بر این باور است که در روز قیامت، امیدوار است که در کنار علی (ع) قرار گیرد و به نیکی از او یاد کند. در کل، این شعر نمایانگر عشق عمیق شاعر به علی (ع) و مقام والای او در اسلام است.