غزل شمارهٔ ۱۴۸ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در طریق خودنمائی شیوه دلخواه نیست
غیر دعوی بلند و همت کوتاه نیست
کیسه ای بر وعده های بخت نتوان دوختن
خفته گر در خواب حرفی گفت از آن آگاه نیست
از نفاق صحبت مردم ز بس رم کرده ایم
ناله ما نیز با خضر اثر همراه نیست
خاطر آشفته ای دارم که هر ساعت نفس
راه لب را می کند گم گر چراغ آه نیست
هر چه ترکش می توان کردن، بدست آورده گیر
غم زناکامی نباشد همت ار کوتاه نیست
مرگ تلخ و زندگی هم سربسر درد و غمست
پشت و روی کار عالم هیچگه دلخواه نیست
کعبه عشق تو پنداری سر کوی فناست
می توان رفتن ولی در بازگشتن راه نیست
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به موضوعاتی چون خودنمایی، نفاق، و ناکامی اشاره میکند. او با بیان اینکه شیوهی نمایش خود مطلوب نیست و دعویهای بزرگ در برابر اراده کم، نقد میکند، به چالشهای زندگی پرداخته و میگوید که انتظار از بخت نمیتواند واقعیتها را تغییر دهد. شاعر همچنین از آشفتهخاطری خود میگوید و اینکه زندگی و مرگ هر دو مملو از درد و غم هستند. در انتها، بر این نکته تأکید میکند که در مسیر عشق و زندگی، نه تنها راه رفتن وجود دارد، بلکه بازگشت از آن نیز دشوار است.