نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۵ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن فعولن (هزج مسدس محذوف یا وزن دوبیتی)

دلا بر چشم تر نه آستین را

چه می‌پوئی عبث روی زمین را؟

ز محراب دو ابروی تو پیداست

که با خود کرده روی کفر و دین را

ز موی پوست تخت فقر بافند

ملایک رشتهٔ حبل‌المتین را

بغیر از عجب از تحسین ندیدم

بدل کردم به نفرین آفرین را

شکست ایام گوهرهای بی‌عیب

که سازد سرمه چشم عیب‌بین را

ز نه خرمن که دارد کشت افلاک

نبینی بهره‌ور یک خوشه‌چین را

به حکاکی چه استاد است چشمت

کَند از جنبش مژگان نگین را

دوات از کلک فکرم سر نپیچد

عجب ربطی است با دست آستین را

کلیم آن می که کوه غم ز دل برد

نبرد از روی او چین جبین را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی موضوعاتی چون عشق، زیبایی و تضادهای انسانی می‌پردازد. شاعر به چشمان زیبای معشوق اشاره می‌کند و از تأثیر آنها بر احساسات و افکار خویش سخن می‌گوید. او به دوگانگی کفر و دین در وجود معشوق اشاره می‌کند و به تأمل در چگونگی زیبایی و ارزش‌های معنوی می‌پردازد. همچنین، شاعر به تقدیر و بخت بد انسانی اشاره می‌کند و به مفاهیمی چون تحسین، نفرین و رویدادهای زندگی می‌پردازد. شعر در نهایت به زیبایی ذاتی و عمیق انسان و تأثیر آن بر دل و روح اشاره دارد.