نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۱۹۵ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

عیش در کلبه ما گوشه نشین می باشد

دید و وادید مکن عید همین می باشد

سر و سامانم چون شیشه می نیست زخود

روش اهل خرابات چنین می باشد

هر که حرصش فکند هر دری و هر جائی

همه جا صدرنشین همچو نگین می باشد

گر نیاید نگهش از پس مژگان بیرون

چه عجب شیوه صیاد کمین می باشد

رفتنی نیست غبار دل آزرده ما

همچو گردیست که بر روی زمین می باشد

آب در دیده آئینه خورشید آرد

آب و تابی که در آن صبح جبین می باشد

رو بمحراب چو زهاد نشستن زچه روست

چشم جادوی تو چون آفت دین می باشد

کلبه فقر هم اسباب تجمل دارد

بوریا مسند ویرانه نشین می باشد

خانه صبر من از دیدن او سوخت کلیم

این چه شمعیست که در خانه زین می باشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر درباره لذت و رضایت در زندگی ساده و فقیرانه است. شاعر به زیبایی‌های زندگی در کلبه‌ای کوچک اشاره می‌کند که در آن عیش و خوشی وجود دارد. او به افراد حریص اشاره می‌کند که در هر جا بخواهند برتری و مقام پیدا می‌کنند. همچنین، شاعر به احساسات عمیق و دل‌تنگی‌های خود اشاره دارد و تأکید می‌کند که غم و درد او دائمی است. در نهایت، او به زیبایی و سادگی عشق اشاره می‌کند و می‌گوید که حتی در فقر هم می‌توان روحیه‌ای عالی و زیبا داشت.