غزل شمارهٔ ۱۹۶ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
گر حق نگری لایق منصور نباشد
داری که ز چوب شجر طور نباشد
سهل است، به غمنامهٔ ما یک نظر افکن
این مهر و وفاییست که منظور نباشد
کی پنبه کند کار نمک بر سر داغم
بختِ منِ سودازده گر شور نباشد
یارب نمکِ لعلِ لبت باد حرامش
هر زخم جفای تو که ناسور نباشد
در خویش توان دید چو بینش به کمال است
آن کعبهٔ مقصد که رهش دور نباشد
دست هوسم از لب ساغر نشود دور
تا پای امیدم به لب گور نباشد
کوریست که با دستکش خویش نسازد
گر عقل ترا نفس تو مأمور نباشد
گر اهل رضا راه به فردوس نیابند
در دوزخشان شعله کم از نور نباشد
قسمت به کلیم از اثر بخت بد افتاد
کامی که میسر به زر و زور نباشد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تحولات و دردهای درونیاش میپردازد و به بیان مسائلی همچون نابرابریها، نا امیدیها و عشق میپردازد. او با اشاره به شخصیتهای تاریخی مانند منصور و داستانهای مذهبی، نشان میدهد که چگونه تقدیر و شانس بر زندگی او تأثیر میگذارد. در واقع، شاعر به دنبال عشق و وفای حقیقی است، اما با چالشها و ناکامیهایی روبهروست که او را از رسیدن به این آرزو بازمیدارد. از طرفی، او به بیعدالتیها و دردهای ناشی از عشق ناکام اشاره میکند و در نهایت به سرنوشت تلخ خود و اثرات بد بختی بر زندگیاش اشاره مینماید.