نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۳ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: مفتعلن فاعلن مفتعلن فاعلن (منسرح مطوی مکشوف)

اشک کواکب نگر چرخ غم اندود را

گریه فراوان بود خانهٔ پر دود را

صبر گوارا کند هرچه ترا ناخوش است

ساعتی از کف بنه آب گل آلود را

بی‌نمکی‌های دهر کار به جائی رساند

کاختر طالع کنم داغ نمک‌سود را

دور جمال تو شد، گوش به نظاره یافت

مشکل اگر بشنود نغمهٔ داوود را

نیست به گیتی دو چیز جستم و کم یافتم

عاشق بی‌شکوه را آتش بی دود را

تارک ادبار ما، لایق آن گل نبود

بر سر گردون زدیم کوکب مسعود را

هر که به بوی وفا بر سر دنیا نشست

در ته دامن کشید آتش بی‌عود را

نقد دو عالم کلیم، بر سر دل ریختند

شوری بختم ربود، داغ نمک‌سود را

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر بیانگر حسرت و غم عمیق شاعر است. او از غم و اندوهی که بر زندگی‌اش سایه افکنده سخن می‌گوید و به دلتنگی‌های خود اشاره می‌کند. شاعر از صبر در برابر سختی‌ها صحبت کرده و اشاره می‌کند که حتی دلخوشی‌های زندگی نیز ممکن است به غم تبدیل شوند. او به دنبال عشق و وفا است اما از بی‌وفایی و ناامیدی ناراحت است و به این نکته می‌پردازد که در دنیای پر از درد و رنج، عشق خالص و واقعی بسیار نادر است. در نهایت، او بر این حسرت و داغ که در دلش دارد تأکید می‌کند، به طوری که می‌خواهد از آن رنج خود بیافشاند.