غزل شمارهٔ ۲۴ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
از آن تیغی که آبش شست جرم کشتگانش را
ربودم دلنشین زخمی که میبوسم دهانش را
جنونم میبرد تنها به سیر آن بیابانی
که نبود ایمنی از رهروان ریگ روانش را
چمن کی گلبنی آرد به آب و رنگ رخسارت
اگر مالد به روی لاله، خون ارغوانش را
نمود آسان فراق نخل بالایش ندانستم
که این تیر از جدایی بشکند پشت کمانش را
چو گل رفت از چمن با باغبان گفت از وفاداری
که تا بلبل به باغ آید نگهدار آشیانش را
ز شوق آن کمر هرکس دلش چاک است و حیرانم
که چندین شانه در کار است یک موی میانش را
کلیم ار نالهای داری برو بیرون گلشن کن
که این گل برنمیتابد نگاه باغبانش را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر احساسات عمیق و دردناکی است که شاعر در مواجهه با جدایی و فراق تجربه میکند. او از زیبایی و جذابیت معشوقهاش میگوید و به تأثیرات منفی فراق بر روح و جانش اشاره میکند. شعر توصیف احساساتی چون عشق، جنون و درد را از طریق استعارهها و تصاویری زیبا و عاطفی منتقل میکند. شاعر به محدودیتها و چالشهایی که جدایی به همراه دارد، به ویژه در مورد امید و وفاداری، میپردازد و در نهایت به حالتی از ناامیدی و حیرت در مورد عشق و زیبایی معشوقهاش میرسد.