نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۲۴۳ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)

گر سرو قدت جلوه به بستان نفروشد

گل هم به کسی چاک گریبان نفروشد

کالای دل از مشتری قدرشناس است

برق آتش خود جز به نیستان نفروشد

از عربده چشم تو هر سوی منادی‌ست

در شهر که کس باده به ترکان نفروشد

در بوم و بر ملک تجرد نتوان یافت

آن مور که منت به سلیمان نفروشد

آن جنس کسادم که به هیچ ار خردم کس

مشکل که مرا باز به نقصان نفروشد

مهلت مطلب بوسه به جان گر دهدت دوست

گر نسیه دهد جنس خود ارزان نفروشد

در صحبت افسرده‌دلان شعر نخوانم

کس مروحه در فصل زمستان نفروشد

افزون‌طلبی نیست کلیم از روش عقل

دانا سر خود در ره سامان نفروشد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تمجید از عشق و ارزش‌های معنوی می‌پردازد. شاعر از اهمیت و ارزش واقعی چیزها می‌گوید و بیان می‌کند که هر چیزی ارزش خود را دارد و به آسانی قابل فروش نیست. او به عشق و زیبایی‌های وجودی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که عواطف و احساسات عمیق‌تر از کالاهای مادی هستند و نمی‌توان آن‌ها را به راحتی معامله کرد. شاعر همچنین به اهمیت درک و قدردانی از محبت و زیبایی‌ها در زندگی اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که این موارد باید با دقت و ارزش‌گذاری مناسب نگریسته شوند.