غزل شمارهٔ ۲۴۴ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
به غیر از می کسی از عهدهٔ غم برنمیآید
زمان غصه بیایام مستی سر نمیآید
تغافل بر شراب از توبه هرکس زد پشیمان شد
به استغنا کسی با دختر رز بر نمیآید
زمین دل اگر از آب حیوان پرورش یابد
گیاه عیش از آنجا بینم می برنمیآید
مگر در سینه پردرد مهمانست پیکانش
که امشب پارههای دل به چشم تر نمیآید
منم آن بیکس و بیآشنای کنج تنهایی
که غیر از پرتو مهر از درم کس در نمیآید
فریب مهربانی میخورد از دشمنان لیکن
حدیث دوستیش از دوستان باور نمیآید
کلیم ارنه به یاد نرگس مستانهاش نو شد
شراب از سرگرانی جانب ساغر نمیآید
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره غم و تنهايی انسان و همچنین بیوفایی و فریب در روابط انسانی صحبت میکند. شاعر بیان میکند که تنها محبت و مهر است که میتواند تسکیندهنده دردها باشد. او به وضعیتی اشاره میکند که در آن فقط شراب میتواند غمها را موقتی فراموش کند، ولی مشکلات و غمها همچنان باقیاند. تناقضات در روابط و ناامیدی از دوستان نیز در متن مشهود است؛ به طوری که گاهی از دشمنان نیز فریب میخوریم. در نهایت، شاعر خود را در گوشهای از تنهایی توصیف میکند که به جز یاد محبتی واقعی، هیچکس برایش نمیآید.