نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۳۱۲ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

گاه اندیشه ای از روز جزا باید کرد

گذری بر سر خاک شهدا باید کرد

تو که ضبط نگه خود نتوانی کردن

منع رسوائی احباب چرا باید کرد

با همه سرکشی افتادگی از دست مده

گر همه شعله شوی کار گیا باید کرد

طلب شاهد مقصود ز هر سو، شرطست

هر قدم در ره او رو بقفا باید کرد

شب شود روز حیات و نرود حسرت وصل

ما چنان روزه نگیریم که وا باید کرد

بدلم حسرت در خاک طپیدن مگذار

بسملم کرده ای از دست رها باید کرد

طرفه حالیستکه در خون دل خویش کلیم

دست و پائی نه و چون موج شنا باید کرد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به تاملاتی درباره زندگی، مرگ و تلاش برای رسیدن به حقیقت و هدف نهایی اشاره دارد. شاعر از لزوم تفکر درباره روز قیامت و اهمیت یادآوری جانباختگان سخن می‌گوید. او به خود یادآوری می‌کند که اگر نتواند خود را حفظ کند، نباید مانع رسوایی دوستانش شود. با وجود سرکشی‌ها، نباید افتادگی و فروتنی را فراموش کرد. همچنین، در پی یافتن حقیقت و عشق الهی است، که برای رسیدن به آن باید قدم به قدم پیش رفت و از حسرت‌های دنیا دوری کرد. شاعر در آغوش درد و رنج خود، امیدش را از دست نمی‌دهد و به تلاش ادامه می‌دهد تا به حقیقت برسد.