غزل شمارهٔ ۳۲۶ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
ریاض ملک را دیگر بهار دلگشا آمد
بفرق دوست از نو سایه بال هما آمد
بروی ترکش اقبال تیر رفته برگشته
دعای مستجاب از آسمان حاجت روا آمد
ز گرد موکب اقبال چشم بخت روشن شد
بباغ خاطر افسردگان آب بقا آمد
بهای سرمه با خاک سیه خواهد برابر شد
چنین کز گرد راهت کاروان توتیا آمد
ازین کحل الجواهر قسمت من بیشتر باید
که اندر راه او چشم امیدم چارتا آمد
مبارک رجعتت مستلزم صدگونه عشرت شد
ببین تا آمدی نوروز فیروز از قفا آمد
کلیم از باغ امیدت گل شادی بدامن کن
نهال خوشدلی را موسم نشو و نما آمد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به توصیف بهار و شادی ناشی از آمدن دوست پرداخته است. شاعر با ابراز خوشحالی از فُرار دلگشا و نعمتهای جدیدی که در زندگیاش به وجود آمده، اشاره میکند که بهار نویدبخش نشاط و خوشبختی است. عشق و امید در دل انسانها زنده میشود و روشنایی و شادابی به باغ دلها میآورد. شاعر به تغییرات مثبت و اقبال خوب اشاره میکند و از اینکه چطور زندگی میتواند با ورود یک دوست و تغییر فصول تغییر کند، ابراز شکرگزاری میکند. در نهایت، او به شادی و امیدی جدید در زندگیاش اشاراتی دارد و نوید رشد و شکوفایی را میدهد.