غزل شمارهٔ ۳۴ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
ترک چشمت میکند آماجگه محراب را
ما طمع داریم ازو دلجویی احباب را
با ستمکاران گیتی بد نمیگردد سپهر
عید قربان است دایم خانهٔ قصاب را
منزل نزدیکتر دارد خطر هم بیشتر
میدهد دوری ساحل مژدهٔ نایاب را
عاقلان را با خم زنجیر زلفت همسری است
یاد میگیرند ار دیوانهها آداب را
بر ستمگر بیشتر دارد اثر تیغ ستم
عمر کوتاه از تعدی میشود سیلاب را
گر سواد زلف چندی دیرتر روشن شود
مصحف رویت نمیخواهد زخط اعراب را
زخم تیغت قبلهٔ دلها است چسبانتر خوش است
ابروان پیوسته میباید بلی محراب را
چون هدف ما یک طرف تا چند و خلقی یک طرف
کوه از یک تیغ مینالد بنازم تاب را
یک سبب پیدا نکرد از بهر ناکامی خویش
گرچه بر هم زد کلیم این عالم اسباب را
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره پیچیدگی و ناهمواریهای عشق و دلستایی است. شاعر با استفاده از تصاويری چون "ترک چشم" و "زخم تیغ"، تاثیرات عشق و دلدادگی را بر روح و روان انسانها به تصویر میکشد. او به تضادهای زندگی مانند انتظار و ناامیدی اشاره میکند و بر این نکته تأکید میورزد که حتی در سختیها، عشق همواره میتواند امید را زنده نگه دارد. همچنین، شعر به عمدهی این مشکلات و دلهرهها به عنوان بخشی از تجربه انسانی مینگرد و از قضاوتهای سطحی در مورد خود و دیگران پرهیز میکند. به طور کلی، این متن داستانی عاشقانه و فلسفی درباره محبت و مشکلات آن است.