غزل شمارهٔ ۳۶۶ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
کی تمنای تو از خاطر ناشاد رود
داغ عشق تو گلی نیست که بر باد رود
نرود حسرت آن چاه زنخدان از دل
تشنه راآب محالستکه از یاد رود
گر بشستن برود نقش الف از شانه
فکر بالای تو هم از دل ناشاد رود
نتوان از سر او برد هوای شیرین
لشکر خسرو اگر بر سر فرهاد رود
در ره عشق جهانسوز چه شاه و چه گدا
حکم سیلاب بویرانه و آباد رود
می کشد هر چه بدریا رسد از چشم ترم
ناز شاگرد خردمند باستاد رود
اگر آئینه نیابد ز قبولت نظری
زلف جوهر همه از چهره فولاد رود
اشک سودی نکند عاشق دلباخته را
چکند دانه چو دام از کف صیاد رود
کاش چون شمع شود سر همه اعضای کلیم
تا سراسر بره عشق تو بر باد رود
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر بیانگر عمق عشق و حسرت شاعر است. شاعر تأکید میکند که عشق او نه فراموششدنی است و نه کمرنگ میشود. او به زیباییها و نشانههای عشق اشاره میکند و بیان میکند که حتی اگر اثر عشق از وجود او خط بخورد، احساساتش از یاد نخواهد رفت. همچنین، او به ناامیدی و درد دلهای عاشقانه اشاره دارد و با آرزوی شمعوار شدن، میگوید که میخواهد تمام وجودش فدای عشق معشوق شود. در کل، این شعر نماد درگیریهای عاشقانه و احساسات عمیق انسانی است.