غزل شمارهٔ ۴۱۰ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)
در مصاف عافیت لرزان تر از سیماب باش
تیغ موج خون چو بینی پنجه قصاب باش
بخت بیداری نمی یابد تجرد پیشه را
خانه چون خالی بود گو پاسبان در خواب باش
هر کجا باریک شد راهت، قدم از سر بنه
جاده گر از تار در پیش آیدت مضراب باش
کار یکرو کن، مدارا نیست جز مشق نفاق
گرنه سیلاب سرائی آتش اسباب باش
سجده گر پیشت برند ابروی تمکین خم مکن
از قبول خلق از جا در میا محراب باش
از شهادت رتبه بالاترت گر آرزوست
در تلاش تشنه مردن در کنار آب باش
تیغ اگر بر خوری رنگ رضامندی مباز
با بلاها تازه رو چون عکس در خوناب باش
سخت جانی مایه صد دردسر باشد کلیم
در کشاکش ناتوان چون رشته بیتاب باش
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر به بیان توصیههایی برای مواجهه با چالشها و مشکلات زندگی میپردازد. شاعر به مخاطب میگوید که در برابر سختیها باید صبر و استقامت داشته باشد و از نشانههای ضعف بپرهیزد. او تأکید میکند که در مواقع دشوار، حتی اگر راه باریک شود، باید ادامه مسیر را با قوت بپیماییم و از تسلیم شدن در برابر مشکلات خودداری کنیم. همچنین، بر اهمیت درک و هوشیاری در ارتباط با دیگران و حفظ اعتبار خود تأکید میشود. شاعر به مخاطب یادآور میشود که باید با آرامش و ادب با مشکلات مواجه شود و در جستجوی بالاترین درجه ی انسانی و معنوی، تلاش وافری داشته باشد.