غزل شمارهٔ ۴۲۶ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
خواهم ز بس پرده تقوی بدر افتم
چندی بزبان همه کس چون خبر افتم
این همسفران پشت بمقصود روانند
شاید که بمانم قدمی پیشتر افتم
دیوانه آنزلفم و از غایت سودا
با باد در آویزم و با شانه درافتم
این گوشه عزلت ز تو آب رخم افزود
نشناسم اگر قدر ترا دربدر افتم
بر خویش نمی بالم از اسباب تجمل
چون رشته سراپای اگر در گهر افتم
صیدم بتکلف نتوان کرد درین دشت
هر دام که بیدانه، درو زودتر افتم
مستوری من چیست کلیم، ار بگذارند
چون بوی می از پرده عصمت بدر افتم
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این اشعار در مورد تلاش شاعر برای رهایی از قید و بندهای تقوا و عزلت است. شاعر احساس میکند که در مسیر زندگی ممکن است از هدف فاصله بگیرد، اما همچنان در جستجوی حقیقت و عشق است. او به دیوانگی ناشی از عشق اشاره میکند و میگوید که این عشق او را به سمت آزادی و رهایی میکشاند. وی همچنین به این نکته توجه دارد که در تنهایی و عزلت، درک بهتری از ارزشها و عشق واقعی پیدا میکند. در نهایت، شاعر با کنایه به می و باده، بر سرنوشت و جستجوی خودش تأکید میکند و میگوید که هرگز نمیتواند در دنیای مادی و تجمل تأثیرگذار باشد.