غزل شمارهٔ ۵۱۰ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)
مگو ناصح که بتوان از رخ جانان نظر بستن
بسی مشکل بود بر روی صاحبخانه در بستن
به از مو نیست دستاری سر ما بیدماغان را
که هر گه واشود بازش نمی یابد بسر بستن
رمق در کس نمی ماند کمر گاهیکه بگشائی
میان بگشودنت باشد بخون ما کمر بستن
بسعی خویشتن هرگز نکردی نیکبخت ایدل
تمام عمر اگر بال هما خواهی بپر بستن
ز روی سهو بر مرهم نیفتد دیده داغم
چنین باید بلی از روی نامحرم نظر بستن
ره فیض ازل رهزن ندارد خصم گو بنشین
که از کوشش نیارد کس ره آب گهر بستن
سکندر سد نمی بستی که نامش در جهان ماند
دو مصرع را توانستی اگر بر یکدگر بستن
سخن بخشد حیات جاودانی اهل معنی را
همین باشد کلیم از شاعریها طرف بربستن
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر درباره دشواری و ناتوانی انسان در کنترل احساسات و ارتباط با معشوق است. شاعر به زیبایی و جذابیت معشوق اشاره میکند و میگوید که نگاه کردن به او کار آسانی نیست. او همچنین به ناتوانی انسان در نگهداشتن مرزها و محدودیتهای خود اشاره میکند و تصریح میکند که تلاشهای آدمی برای رسیدن به خوشبختی ممکن است بیثمر باشد. شاعر از قدرت کلام و هنر شاعری صحبت میکند و بیان میکند که سخن خوب میتواند زندگی جاویدان به اهل معنی ببخشد. کل این اشعار بر احساسات عمیق انسانی و دشواریهای عشق تأکید دارد.