نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۱۲ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مسدس مخبون محذوف)

دلا بار وجود از خویش افکن

درین ره کاری آخر پیش افکن

تو صید عالم قدسی درین دشت

کمند وحدتی بر خویش افکن

دل آسوده را در خون فرو بر

بر آن مژگان کافر کیش افکن

مگر در خواب بینی روی راحت

چو گل بستر بروی نیش افکن

بر آن پستی، که دارد قصر شاهی

نظر از کلبه درویش افکن

بره گر پیش پای خود نبینی

گنه بر عقل دوراندیش افکن

اگر سرمایه خونابه کم شد

دلا زان لب نمک بر ریش افکن

گر از تقصیرها داری خجالت

سر از شمشیر او در پیش افکن

کلیم از فکر آن لبهای پرشور

نمک در دیگ سودا بیش افکن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به خود و خواننده توصیه می‌کند که خود را از بار گناه و دغدغه‌ها رها کنند و به دنبال حقیقت و وحدت باشند. او با تصاویری از عشق و درد، از جمله مژگان کافر و قصر شاهی، تلاش می‌کند تا احساسات عمیق و درونی را منتقل کند. شاعر تأکید دارد که باید بر مشکلات و خجالت‌ها فائق آمد و در برابر چالش‌ها سر فرود نیاورد. او همچنین تمثیل‌هایی از عشق و سختی‌های زندگی را به کار می‌برد تا عمق احساسات انسانی را به تصویر بکشد. در نهایت، اشاره به این دارد که باید از اشتباهات گذشته آموخت و در پی بهتر شدن بود.