نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۲۷ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

چیست کارم، زخم کاری هر زمان برداشتن

وز خدنگ جور او زخم سنان برداشتن

در کتاب صنع یزدانی خیانت کردنست

سرو من جزو کمر را از میان برداشتن

می توانم آب بردارم ز جوی کهکشان

لیک نتوانم زخوان خلق نان برداشتن

در ثبوت بردباری عاشقان را محضریست

چون هدف از هر ستمکاری نشان برداشتن

کعبه عشق ترا خوف و خطر در راه نیست

آب اگر نبود توان ریگ روان برداشتن

گر نباشم لایق برداشتن بفکن مرا

یکرهم از خاک خواری می توان برداشتن

ضعف در بیماری عشقت بجائی می رسد

کاستین نتوان ز چشم خونفشان برداشتن

کامجویان را گریزی نیست از جور سپهر

هر که گلچین بایدش از باغبان برداشتن

بردباری چیست جور از دشمنان بردن کلیم

ورنه جان پروردنست از دوستان برداشتن

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر در مورد رنج و دردهایی است که عشق و زندگی به انسان تحمیل می‌کند. شاعر به توصیف زخم‌ها و چالش‌های ناشی از عشق و بی‌وفایی می‌پردازد. او بیان می‌کند که اگرچه می‌تواند از دریا و کهکشان آب بردارد، اما نمی‌تواند به راحتی از دست مردم نان بگیرد. ضعف و درد ناشی از عشق او را به جاهایی می‌رساند که تحمل آن سخت است و نمی‌توان از آن چشم‌پوشی کرد. در نهایت، شاعر اشاره می‌کند که در زندگی، گریزی از سختی‌ها و مشکلات نیست و همه باید با آنان مقابله کنند.