غزل شمارهٔ ۵۳ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)
جا نیابی اگر ایدل گلهٔ بیجا چیست
تو که پروانهٔ بزمی هوس اینها چیست؟
سازگار همه طبع ار نبود، عیبی نیست
پنبه را آرزوی همدمی مینا چیست؟
سرو را سایه یکی بیش نباشد، یارب
اینهمه خاکنشین در ره آن بالا چیست؟
شعله را سرکشی از سوختن خار و خس است
عز افتادگیم باعث استغنا چیست؟
دو جهان دختر رز روینما میطلبد
ما کزو دست کشیدیم دگر دنیا چیست؟
بسکه نادیدنی از مردم دنیا دیدم
روشنم گشت که آسایش نابینا چیست؟
من چه دانم سبب رنجش آن شوخ کلیم
او که رنجیده، ندانسته گناه ما چیست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
در این شعر، شاعر به تفکر درباره مسایل زندگی و روابط انسانی میپردازد. او سوالاتی را مطرح میکند که نشاندهنده پوچی برخی از آرزوها و خواستههاست. شاعر به تضاد بین میل و واقعیت اشاره میکند و به این نکته میپردازد که اگرچه همه چیز ممکن است سازگار نباشد، اما این نکته عیبی ندارد. او همچنین اشاره میکند که زیبایی و عشق ممکن است در دسترس نباشد و همواره در جستجوی چیزهای غیرقابل دستیابییم. در نهایت، شاعر از عدم درک گناه و سبب رنجش در روابط انسانی صحبت میکند.