نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۵۸ - در مدح محمدامین میرجملهٔ شهرستانی کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

هردم از خویشتن آهنگ رمیدن داری

نه همین ز اهل وفا میل بریدن داری

ناله انگشت به لب می‌زندم هر ساعت

شکوه‌ای سر کنم ار تاب شنیدن داری

آتشی از نگه گرم نگاهی باید

از جگر گر سر خونابه کشیدن داری

هر سر موی ترا جلوه ناز دگر است

نگهی سوی خود انداز که دیدن داری

دگر آزادی کونین تمنا نکنم

گر بدانم که سر بنده خریدن داری

عزلتت گوشزد روح امین گشت کلیم

بس بود گر سر تحسین طلبیدن داری

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به احساسات و درون‌نگری‌های شاعر اشاره دارد. شاعر از میل به دوری و فرار از خودش صحبت می‌کند و می‌گوید که نمی‌تواند از احساسات وفاداری رهایی یابد. او هر لحظه ناله‌ای در دلش دارد و آرزو می‌کند که کسی صدای او را بشنود. همچنین، شاعر به عشق و جذابیت معشوق اشاره می‌کند و از او می‌خواهد که نگاهی بیندازد و او را ببیند. در نهایت، خواسته‌اش این است که اگر می‌داند که نفعی برای او وجود دارد، دیگر آرزوی آزادی نکند، زیرا عزلت او به روحش آرامش داده است. این شعر نشان‌دهنده تنهایی، عشق و جست‌وجو برای درک بهتر خود و معشوق است.