نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۶۶ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

بصحرای هوس تا کی دلا سر در هوا گردی

نمی بینی رهی ترسم که گم گردی چو وا گردی

تو بر تن کی توانی چار تکبیر فنا گفتن

که هر جا چار راهی بنگری خواهی گدا گردی

بتن نقش حصیر فقر وقتی دلنشین گردد

که از محنت شکسته استخوان چون بوریا گردی

ز پا افتادگان را در جوانی دستگیری کن

به پیری گر نمی خواهی که محتاج عصا گردی

سر خجلت زشرم کرده ها اکنون بزیر افکن

چه منت بر حیا داری چو از پیری دو تا گردی

نمی گویم که بار دوش کس شو، اینقدر گویم

که در میخانه عیبست ار بپای خویش وا گردی

نقاب غنچه چون بگشاد دیگر بسته کی گردد

مباد ای گل جدا از پرده شرم و حیا گردی

خدنگ طعنه دایم سوی تیرانداز برگردد

کسی را قدر مشکن گر نخواهی کم بها گردی

چو در دام غمی افتی، پر و بال آنقدر میزن

که باشد قوت پرواز اگر روزی رها گردی

کلیم این شیوه تردامنان است از تو کی زیبد

که همچون موج هر جانب به دنبال هوا گردی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به هشدار درباره بی‌هدف گردی و لطمه‌خوردن از آن پرداخته است. شاعر از دل‌مشغولی‌ها و سرگردانی‌های بی‌دلیل انتقاد می‌کند و بر اهمیت توجه به راه و هدف در زندگی تأکید می‌ورزد. او به جوانان توصیه می‌کند که به پیری و وابستگی به دیگران دقت کنند و سعی کنند در جوانی به دیگران کمک کنند تا در آینده محتاج نشوند. همچنین، شاعر به ضرورت حفظ حیا و عفت اشاره می‌کند و نگران است که آدمی به سادگی از ارزش‌های خود دور شود. در نهایت، او تأکید می‌کند که نباید در دام غم و تردید گرفتار شد و باید بر اساس اهداف و اصول خود پیش برویم.