نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۶۸ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن (هزج مثمن سالم)

چنان دل کند، می‌باید ازین تنگ‌آشیان باشی

که خود را در قفس دانی اگر در گلستان باشی

دلا زین همرهان کارت به جایی می‌رسد آخر

که منت‌دار از همراهی ریگ روان باشی

به ترک مقصد ار ممنون خود باشی از آن بهتر

که بهر کامیابی شرمسار آسمان باشی

قباحت‌فهم باش و دعوی علم فلاطون کن

به است او عیب دیدن گر تو خود را عیب‌دان باشی

اگر در خاکساری کاملی، در صدر جا داری

چو نقش پا اگر چه خانه‌زاد آستان باشی

جهان را می‌توان تسخیر کرد از تیغ استغنا

گلستان سربه‌سر از توست گر بی‌آشیان باشی

به دل صد آرزو داری، به دوران سازگاری کن

چو گلچینی همان به کآشنای باغبان باشی

هنر دربار اگر داری مترس از کم‌خریداری

کسادی را به خود خوش کن به قیمت چون گران باشی

به فتوای قناعت روزه همت شود باطل

ز قوت کامی ار انگشت حسرت در دهان باشی

نفاق دوستداران بین، که کس گر دشمن خود را

دعای بد کند، گوید به کام دوستان باشی

کلیم آمد بهار از باده‌ات سرخوش چنان خواهم

که در صحن چمن افتاده چون برگ خزان باشی

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان ایده‌هایی درباره دل کندن از دنیای مادی و پیوستن به فضیلت‌ها و آرمان‌ها می‌پردازد. poet به این نکته اشاره می‌کند که برای رسیدن به آرامش و سعادت، باید از تنگناهای زندگی و قید و بندهای دنیوی دل بکنی. همچنین بر اهمیت رفاقت و همراهی درست تأکید می‌کند و به این موضوع می‌پردازد که قناعت و سادگی در زندگی ارزش بیشتری دارند. شاعر به انسان‌ها یادآوری می‌کند که در عین داشتن آرزوها و خواسته‌های بزرگ، باید به واقعیت‌های کنونی خود نیز پایبند باشند و نگرش مثبتی در زندگی داشته باشند. در نهایت، احساس آرامش و خوشبختی را با دوری از حسرت و درک عمیق از زندگی بیان می‌کند.