نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۵۹ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

پیچیده‌تر ز طرهٔ او دود آه ماست

برگشته‌تر از آن مژه بخت سیاه ماست

در راه او به خون خود از بس‌که تشنه‌ایم

هرکس که چاه می‌کند او خضر راه ماست

ما را چو کاه تکیه به دیوار خلق نیست

خاکیم و بردباری پشت و پناه ماست

یک کس به سوی مقصد خود ره نمی‌برد

دنیا ز بس‌که تیره ز بخت سیاه ماست

ما را چو سوختی تو هم افزوده می‌شوی

ای شعله سرکشیت ز مشت گیاه ماست

کوتاه می‌شود همه شمعی ز سوختن

شمعی‌که سر به عرش رسانیده آه ماست

تا دیده‌ای به گلشن رخسار او کلیم

همچون نسیم نکهت گل با نگاه ماست

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بیان عواطف و احساساتی عمیق درباره عشق و ناامیدی می‌پردازد. شاعر از پیچیدگی‌ها و دردهای عشق می‌گوید و اشاره می‌کند که برای دستیابی به محبوب، با وجود سختی‌ها و چالش‌ها، همواره در جست‌وجوی او هستند. او به وضعیت سخت و نامساعد خود اشاره می‌کند و می‌گوید که در این دنیا، به خاطر بخت بد خود، راهی به سوی مقصد نخواهند یافت. همچنین از این می‌گوید که عشق و اشتیاق او همچون آتش در درونش شعله‌ور است و هر چه بیشتر می‌سوزد، بیشتر می‌افزاید. در نهایت، چشم‌انداز زیبای او از معشوق و تأثیر آن بر زندگی‌اش را با گل‌ها و نسیم توصیف می‌کند.