غزل شمارهٔ ۶۴ کلیم
کلیم / غزلیات / وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن (هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف)
دائم گله چرخ دلا ورد زبان چیست؟
گر ناوک خاری رسدت جرم کمان چیست؟
بیباکی آن غمزهٔ خونریز از آن است
کز تیر نپرسند که تقصیر کمان چیست؟
گر خاکنشینان فلکسیر نباشند
بر چرخ پس این جادهٔ کاهکشان چیست؟
از خویش جهان را ز غم خویش نهان کن
کآگه نشود لب که ترا ورد زبان چیست؟
آن خال که در کنج لبت کرده فروکش
گر گوشهنشین است سپاه دل و جان چیست؟
مرد ره اگر گرم طلب نیست درین راه
در بادیه سرگشتگی ریگ روان چیست؟
در پیری اگر باشد امیدی ز شکفتن
دایم گره قبضه به ابروی کمان چیست؟
بیرون نکشم پا ز گل اشک ندامت
تا یافتهام قاعدهٔ راهروان چیست
تا هست کلیم آگهی از صرفهٔ کارت
با عقل سبک آرزوی رطل گران چیست؟
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر از شاعر بزرگ فارسی حافظ، به عواطف انسانی و مسایل عشق و زندگی میپردازد. او از گله و شکایت از روزگار و دردهای موجود صحبت میکند و به زیباییها و چالشهای عشق اشاره میکند. در مطلع، شاعر از سوالاتی میپرسد که نشاندهنده ناراحتی و تردید اوست. غم و بیباکی در عشق را توصیف میکند و به تغییرات و چرخش زمان اشاره مینماید. در ادامه، او به مفهوم گناه و تقصیر در روابط عاشقانه میپردازد و به ناامیدی در پیری و تلاش برای یافتن خوشبختی اشاره میکند. شاعر در نهایت با بیان جملاتی عمیق به آگاهی از حقیقت زندگی و پیگیری آرزوها میپردازد و به اهمیت تلاش و صبر در مواجهه با دردها و غمهای زندگی تأکید میکند.