نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۷۷ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

گر به قسمت قانعی بیش و کم دنیا یکی است

تشنه چون یک جرعه خواهد کوزه و دریا یکی است

حرص گر دهقان نباشد کشت را شبنم بس است

خوشه و خرمن به پیش چشم استغنا یکی است

کج نظر سود و زیان را امتیازی داده است

هر چه را احول دو می‌بیند بر بینا یکی است

ناامیدی دستگاه عیش می‌سازد فراخ

گر ببندی دیده کنج خانه و صحرا یکی است

غم نه پیوندی به دل دارد کزو بتوان برید

گر به اصل کار بینی شیشه و خارا یکی است

ما که از افتادگی فیروز جنگ افتاده‌ایم

از که اندیشیم چون فتح و شکست ما یکی است

عزت و خواری که پشت و روی کار عالم است

نزد رندی کو ندارد کار با دنیا یکی است

در قفس بالا و پائینی نمی‌باشد کلیم

آستان و مسند دنیا بر دانا یکی است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به مفهوم قناعت و یکسانی دنیا اشاره می‌کند. او می‌گوید که هرچقدر هم انسان‌ها در جستجوی دنیا و رفاه باشند، در نهایت همه چیز به یک حقیقت برمی‌گردد. گرچه افراد به دنبال سود و زیان هستند، ولی در اصل، این دنیا و صحنه زندگی برای همه یکسان است. ناامیدی و غم نیز باعث ایجاد عیش و لذت می‌شود؛ بنابراین، تفاوت‌هایی که ما در زندگی قائل می‌شویم، در واقع بی‌معناست. در نهایت، چه انسان در مقام عزت باشد و چه خواری، همه ما به یک حقیقت مشترک وابسته‌ایم و دنیا برای اهل خرد و دانش، یکسان به نظر می‌رسد.