نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۸۶ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

هر قدم لغزیدنی فرش قدمگاه من است

چاه راهم چون قلم پیوسته همراه من است

گشته از افتادگی آن سرفرازی حاصلم

کاسمان در سایهٔ دیوار کوتاه من است

از طریق راست خاشاکِ خطرها رفته‌اند

هر چه در راه من است از طبع گمراه من است

گرچه راهی را به سر طی می‌کنم همچون قلم

سرنوشت تازه‌ای هر گام در راه من است

روی مقصودی ندیدم هیچگاه از پرده‌پوش

سرمهٔ افتاده از چشم اثر آه من است

بس شکست از کارگاه مومیائی دیده‌ام

روز بد هرگز نبیند گرچه بدخواه من است

کاهش فقر از غرور خاکساری کم نکرد

همت پرواز عنقا در پر کاه من است

این فغان جان و دل آخر نمی‌گردد کلیم

هر چه جانکاه است در این راه دلخواه من است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر دربارهٔ سفر زندگی و چالش‌های آن است. شاعر می‌گوید هر قدمی که برمی‌دارد، او را به نوعی لغزنده و نااستوار نشان می‌دهد. مسیرش همواره با خطرات و مشکلات همراه است، اما از این افتادگی و سختی‌ها سرفرازی و بزرگی کسب کرده است. او به این حقیقت اشاره می‌کند که در طول زندگی هیچ گاه به مقصود مشخصی نرسیده و همه چیز تحت تأثیر درد و رنج‌های اوست. همچنین، او از شکست‌هایی که در زندگی تجربه کرده یاد می‌کند و بر این باور است که هر چه در تلاش برای بهتر شدن است، از خودخواهی و روحیه تواضع او نشأت می‌گیرد. در نهایت، شاعر اذعان دارد که این فریادهای جانکاه و چالش‌ها هرگز پایان نمی‌یابند و اینها بخشی از سرنوشت او هستند.