نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

غزل شمارهٔ ۹۰ کلیم

کلیم / غزلیات / وزن: مفعول فاعلات مفاعیل فاعلن (مضارع مثمن اخرب مکفوف محذوف)

صبح شکفتگی ز شفق کم بهاتر است

خو کن به گریه، خنده ز گل بی‌وفاتر است

رسم رهش ز همت اهل جهان مخواه

طفل‌اند و دستشان به دهن آشناتر است

ما اجر از عبادت ناکرده می‌بریم

هر طاعتی که فوت شود بی‌ریاتر است

در باغ دهر از خنکی‌های روزگار

هر جا سموم بیش وزد خوش هواتر است

بر ساز بخت تار کشیده است عنکبوت

طنبور ما ز دست تهی بی‌نواتر است

لخت جگر به کوی تو نگرفت قدر اشک

آتش ز آب در همه جا کم‌بهاتر است

دیدم کلیم، فقر غنی، کلبهٔ فقیر

ویرانهٔ جنون ز همه دل‌گشاتر است

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به زیبایی واقعیات زندگی و تفاوت‌های آن اشاره می‌کند. شاعر به انسان‌ها توصیه می‌کند که به زیبایی‌های زندگی آگاه باشند و از ناراحتی‌ها و فقدان‌ها عبرت بگیرند. او می‌گوید که زندگی با تمام چالش‌هایش و کوتاهی‌هایش، زیبایی و جذابیت خاص خود را دارد. همچنین به ناپایداری شادی و غم در زندگی اشاره می‌کند و تأکید می‌کند که انسان‌ها نباید از دست دادن‌ها و ناکامی‌ها ناامید شوند، زیرا در دل هر دشواری، امکان رشد و زیبایی وجود دارد. در نهایت، شاعر به قدرت و غنای فقر اشاره می‌کند و می‌گوید که فقر نیز می‌تواند زیبایی‌ها و عمق خاص خود را داشته باشد.