شمارهٔ ۸ - برای نقش کردن بر دور سپر پادشاهی کلیم
کلیم / مثنویات / وزن: مفتعلن مفتعلن فاعلن (سریع مطوی مکشوف)
پیش رخ شه نه سپر شد حجاب
پاره ابریست بر آفتاب
شاه جهان ثانی صاحبقران
یک سپر از اسلحه اش آسمان
بندگیش فخر سران دیار
گوش همه چون سپر حلقه دار
تیغ بروی فلک افراختست
کاهکشان دست سپر ساختست
در کف دریا کش مالک رقاب
تیغ و سپر آمده موج و حباب
پشت سپر بسکه بود گرم ازو
از دم شمشیر نگردانده رو
برده اگر زرگر باغ و بهار
خرده زر در سپر گل بکار
هر زر و گوهر که نهان داشت کان
این سپر آمد طبق عرض آن
دامن دریوزه گشادشت باز
پیش کف همت عالم نواز
چرخ نوی آمده بر روی کار
ساخته بر محور ساعد مدار
گرچه فلک شکل و ملک خوی نیست
کینه کش و کج رو و بیروی نیست
او فلک حادثه زا آمده است
این فلک دفع بلا آمده است
حفظ الهی سپر شاه باد
چرخ سپر دار و هوا خواه باد
دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)
این شعر با تصویرسازی زیبا و هنرمندانهای از قدرت و عظمت یک پادشاه و اثرات آن بر جهان طبیعت صحبت میکند. شاعر توصیف میکند که چگونه پادشاه به عنوان حاکمی با امنیت و حمایت، سپری در برابر خطرات و بلایاست. او در تصویرهایی از آفتاب و ابر، تیغ و سپر، و همچنین اوج قدرت طبیعت، تأکید میکند که پادشاه نه تنها به عنوان یک فرد بلکه به عنوان سپر و حامی همگان باید مورد احترام قرار گیرد. در نهایت، شاعر دعا میکند که حمایت الهی بر این پادشاه برقرار باشد و چرخ فلک تحت حمایت او بچرخد.