نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۱۱۸ - ایضاً له کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قصاید / وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

ای کریمی که عیال کف دربار تواند

هر که در عالم روزی بکرم شد موصوف

هفت اندام فلک گشت پر از چشم و چراغ

زانکه پیوسته بدیدار تو باشد مشعوف

عالم لطف تو چون طبع خواصست انیس

شه ره خشم تو چون فتنۀ عامست مخوف

گر نباشد ز پی مدح تو، در مجری حلق

بگسلد تیغ زبان سلسلۀ نظم حروف

عشوه دادن ز تو بس منکرم آید الحق

که نبودست سخای تو بدینها معروف

چند واقف بود این سایل بر درگه تو؟

ای بر اسرار ازل یافته علم تو وقوف

چند در آرزوی صدر تو باشد چشمم؟

ای شده عین کمال از تو و صدرت مکفوف

گفته اند آنکه چهل روز ریاضت بکشد

حجب عالم علوی شود او را مکشوف

بر رهی چون ز ریاضت دو چهل روز گذشت

چون که از حضرت عالی تو آمد مصروف

الفت با حضرت تو یافته بودم زین پیش

صعب باشد به همه حال فطام از مألوف

بی گنه تا کی باشم ز جنابت مطرود؟

بی سبب تا کی باشد همه کارم موقوف؟

نیست یک رنگی اومید در احوال جهان

کین جهان منشأ آفات و حدوثست و صروف

ماه را نقص محاقست و خسوفست و وبال

مهر را بیم زوالست و هبوطست و کسوف

بر نمی تابد احوال توقّف زین بیش

فاغث انّک بالخلق رحیم و رئوف

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این متن به ستایش خداوند و توصیف صفات او می‌پردازد. شاعر از کرم و رحمت الهی سخن می‌گوید و بیان می‌کند که هر کس با ویژگی‌های نیک انسانی آراسته باشد، در واقع در جوار رحمت خداوند قرار دارد. او می‌گوید که جهان پر از مشکلات و ناپایداری‌هاست و ماه و خورشید نیز تحت تأثیر این ناپایداری‌ها هستند. شاعر احساس می‌کند که از درگاه الهی دور است و از این موضوع رنج می‌برد. او به امید رحمت و بخشش خداوند دعا می‌کند و بر این نکته تأکید دارد که در شناخت الهی و کمالات او عمیق‌تر و بیشتر باید غور کند. در نهایت، او بر این باور است که روح انسان باید به سمت خداوند تعالی یابد و از عشق و محبت او بهره‌مند شود.