نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۲۸ - وقال ایضاًفی النصیحة کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قصاید / وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

ز کار آخرت آن را خبر تواند بود

که زنده بر پل مرگش گذر تواند بود

به آرزو و هوس بر نیاید این معنی

به سوز سینه و خون جگر تواند بود

تو روز در غم دنیا و شب غنوده به خواب

ز کار آخرتت کی خبر تواند بود؟

وصال دوست طلب میکنی بلاکش باش

که خار و گل همه با یکدگر تواند بود

به ترک خویش بگو تا بکوی یار رسی

که کارهای چنین با خطر تواند بود

کسی به گردن مقصود دست حلقه کند

که پیش تیر بلاها سپر تواند بود

ز آب خوش نتوان یافت عقد در خوشاب

که تلخ و شور مقر گهر تواند بود

چو نیشکر اگرت خوشدلی همی باید

ز پای تا به سرت در کمر تواند بود

کلاه ملک طلب می کنی، قبا دربند

که سرفرازی با بیم سر تواند بود

حیات باقی خواهی بدان که این دولت

ز چار حد طبایع به در تواند بود

اگرچه کار بزرگیست، هم طمع بمبر

به جان بکوش، چه دانی؟ مگر تواند بود

بلندهمت باش ای پسر که رتبت تو

چنانکه همت تست آن قدر تواند بود

ز حال بی خودی آن را که بهره ای باشد

وجود در نظرش مختصر تواند بود

تو کرده جوشن غفلت هزار تو در بر

چگونه تیر سخن کارگر تواند بود؟

جفا به جای کسی چون کنی که در دو جهان

ازو گزر نه و از جان گزر تواند بود؟

ترا ز همت دون در طمع نمی گذرد

که لذتی بجز از خواب و خور تواند بود

بآب و سبزه قناعت مکن ز باغ بهشت

که این قدر علف گاو و خر تواند بود

چو دور در شوی از فکر اعتقاد کنی

که خوان و نان بهشت از شکر توان بود

ز تنگ چشمی، در خاطر تو کی گذرد

که هیچ چیز به از سیم و زر تواند بود؟

شکر چه باشد و زر چیست ای اسیر حواس؟

ترا چنین که تویی این نظر تواند بود

به چشم عقل ببین و به ذوق جان دریاب

کزین لذیذتر و خوب تر تواند بود

وگر تو چاشنی ای زان به نقد می خواهی

دعای قطب زمانه عمر تواند بود

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

این شعر به بررسی مسأله آخرت و زندگی دنیا پرداخته و به این نکته اشاره دارد که انسان باید بیشتر به عواقب اعمالش در زندگی پس از مرگ توجه کند. شاعر می‌فرماید که آرزوهای دنیا اجازه نمی‌دهند انسان به حقیقت آخرت برسد و تنها درد و رنج و تلاش در این مسیر می‌تواند به او کمک کند. او به خواننده یادآوری می‌کند که در غم دنیا غرق نشود و از خطرات و چالش‌های موجود در راه رسیدن به معشوق غافل نگردد. همچنین تأکید می‌کند که سرفرازی و زندگی خوب با تلاش و همت حاصل می‌شود و قناعت به چیزهای ناچیز، انسان را از نعمت‌های بزرگ‌تر محروم می‌کند. شاعر در انتها به این نکته می‌رسد که در گوشه و کنار دنیا، حقیقت و ارزش‌های عمیق‌تری وجود دارند که باید با دید عقلانی و ذوقی به آن‌ها نگریست، چرا که این موارد بهترین و باارزش‌ترین نعمت‌ها هستند.