نغما — خواندن و کشف شعر فارسی

شمارهٔ ۵۱ - و قال ایضاً کمال‌الدین اسماعیل

کمال‌الدین اسماعیل / قصاید / وزن: فعلاتن مفاعلن فعلن (خفیف مسدس مخبون)

خواجه از کبر آن پلنگ آمد

که همی با وجود بستیزد

راتق وفاتقش یکی موشست

کز پلیدیش سگ بپرهیزد

هر کران این بقصد زخمی زد

حالی آن دگر برو میزد

هر کجا موش گشت جفت پلنگ

ابله آنکس بود که نگریزد

دربارهٔ این شعر (خلاصهٔ هوش مصنوعی)

در این شعر، شاعر به تندی و خشم پلنگ اشاره می‌کند که بر کبر و بزرگ‌منشی خود تاکید دارد. او به موش که نشانه‌ی ذلت و حقارت است، اشاره می‌کند و همچنین به این نکته می‌پردازد که هر کسی که در برابر پلنگ و موش قرار گیرد، باید با احتیاط عمل کند. در نهایت، شاعر به ابلهی کسی می‌پردازد که از این خطرات نمی‌گریزد و به حماقت او اشاره می‌کند.